خودم درست نمی دونم چی شد. بچه ها بعدا برام تعریف کردن. توی ترافیکِ اتوبان حکیم بودیم. اول سرم می پرید _این رو خودم یادمه_ بچه ها گفتند چته ممد؟ صداهاشون می اومد و می رفت. احساس کردم بدنم داره سنگین می شه. عرق از سر و روم می ریخت. قفل شده بودم. پام روی گاز بود و هی گاز می دادم... هی گاز می دادم... انگار که یه چیزی محکم توی مغزم تکون می خورد... دیگه بقیه اش رو یادم نیست. بچه ها گفتن تشنج بوده و بدنم مثل سنگ سفت شده. خب زیاد انداخته بودم بالا. زیاد نمی نداختم بالا که اصلا روزم روز نبود... .
فرارو- "ترامادول". حتما به گوشِ همه، یا خیلی از ما خورده. قرصی که این روزها خیلی ها را گرفتار خودش می کند؛ بعضی ها را تفننی و از سر خوشی و بعضی دیگر را هم جدی تر و آن قدر که به آن ها لقب معتاد داده می شود.
به گزارش فرارو ، وقتی ترامادول به ایران آمد، قرار نبود بین پسرها و بعدتر بین دخترها این قدر طرفدار پیدا کند. این داروی آلمانی به عنوانِ
علائم جسمی ترک ترامادول احتمالاً به علت خواص ضدافسردگی این دارو (جلوگیری از بازجذب سروتونین و نورآدرنالین) شدیدتر از علائم ترک مخدرهایی مانند تریاک می ...
برچسب:
نویسنده: عباس
تاريخ: دوشنبه
7 فروردين
1396 ساعت: 23:36