خرید بک لینک
آخرین خبر/ انگار بعضـی حرفهـا بی اختیار از زبون آدم می جوشه، مث چشـمه ای کـه یـه دفعـه از وسط سنگ می جوشه و بیرون می آد، چون تو این چند ماه من بـا مرگ زندگی کردم، هـر روز فکر می کردم، که دیگه شـاید ایـن آخـرین روز زنـدگیمه، امـا می دیدم که فرداش اومد و من هنوز زنده ام، کم کم تسلیم شـدم، بنظر من شیرین ترین هدیه ای که خـدا بـه آدمـا مـی ده، تسـلیم شدنه، چـون کـارا رو بـه کسـی محـول می کنن که برای اونا تصمیم می گیره، مث نوزادی که تو آغوش پـدر مادرشه، و اونا هرجا که می خوان می بـرنش، نـوزادم بـدون فکـر و خیال، خودشو به اونا می سپره، همونجور که اومدنت به این دنیـا دست خودت نبود، قبول کن کـه رفتنت هم دسـت خودت نیست. پس قدر لحظات اندکی که بین تولد و مرگ هست رو بدون و ارزون از دستشون نده زندگی مه آلود پریا/سیدمرتضی مصطفوی با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 21:33

صفحه بندی